حميد محمد قاسمى
43
تمثيلات قرآن ( فارسى )
در ذهن ديرتر بماند و موضوع آن لطيفتر باشد ، و مقاصد بسيار در الفاظ اندك درج افتد ، و اغراض دور در معرض معنى نزديك تقرير پذيرد . » « 1 » 8 - آرايش و زينت بخشيدن به كلام استفاده از مثل ، كلام گوينده يا نويسنده را آرايش مىدهد و از خشكى و جمود بيرون مىآورد . به عبارت ديگر نمك و تزيين سخن آدمى است ، و چون از كلام معمولى بيشتر به دل مىنشيند نه تنها مردم عامى ، بلكه گويندگان و نويسندگان بزرگ نيز در بسيارى از موارد براى تقويت نيروى استدلال و افزايش تأثير انفعالى سخن خويش بدان استشهاد مىكنند . بدين طريق كلام آنها كمال و جمال بيشترى پيدا مىكند و تأثير و جذبهاش دو چندان مىشود ، و در حقيقت امثال سائره در هر زبان نمك و چاشنى آن زبان هستند و به مصداق سخن سنائى : « بىنمك هيچ ديگ جوش نيايد . » « 2 » ابو اسحاق ابرهيم بن سيّار معروف به نظّام ( متوفّى 221 ه ) مىگويد : « يجتمع فى المثل اربعة لا تجتمع فى غيره من الكلام : ايجاز اللفظ و اصابة المعنى و حسن التشبيه وجودة الكناية ، فهو بلاغة النهاية . » « 3 » در مثل چهار ويژگى وجود دارد كه در سخنان ديگر يافت نمىشود : ايجاز در لفظ ، انتقال معنا ، تشبيه نيكو و كنايه زيبا ، و اين آخرين پايه بلاغت سخن است كه بالاتر از آن ممكن و متصور نيست . و صاحب كتاب « عقد الفريد » مىگويد : « مثل آرايش و زينت كلام ، و جوهر لفظ و شيرينى معنا و مفهوم است . . . چيزى از ارزش آن نمىكاهد و جاى آن را نمىگيرد . » « 4 »
--> ( 1 ) . تفسير بصائر ، ج 1 ، ص 40 . ( 2 ) . ده هزار مثل فارسى ، مقدّمه ، ص 8 . ( 3 ) . مجمع الامثال ، ميدانى ، ص 6 ( 4 ) . عقد الفريد ، ج 3 ، ص 3 .